میثم حسنی سعدی

میثم حسنی سعدی

پژوهش هنر، تحلیل رسانه

حالمان خوب است!


يا مصوِّر

اپيزود اول:

«حالمان خوب است!» امروزه اين جمله را زياد مي شنويم. مخصوصاً در افتتاحيه سي و دومين جشنواره فيلم  فجر اين جمله را در قالب كليپي كه به تناوب در ميان برنامه ها پخش مي شد، آن قدر شنيديم كه كم مانده بود حالمان بد شود! با همه اين احوال، حال ما هم چند روزي است كه خوب شده، اما به دليلي متفاوت از بعضي از ديگران! بپرسيد چرا؟

آيا به خاطر اينكه بعد از سال ها فيلمي مثل «پنج ستاره» را ديديم كه با اينكه كارگردانش يك زن بود، اما در آن، بر خلاف معمول، مردها را موجوداتي فرصت طلب، چشم چران، شهوت ران، ظالم و ... نشان نداده بود؟ نه ... !

آيا به خاطر اينكه در تمام مدت تماشاي فيلم «رد كارپت» به ديالوگ ها و حركات مبتذل بازيگر نقش اول فيلم خنديديم؟ نه ... !

آيا به خاطر اينكه بعد از تماشاي فيلم «زندگي مشترك آقاي محمودي و بانو» اعتمادمان به همه اطرافيانمان و حتي خود خودمان، سلب شد؟ نه ... !

آيا به خاطر اينكه در پايان فيلم «برف» به خوابي خرگوشي و عميق مملؤ از آرامشي بعد از طوفان، فرو رفتيم؟ نه ... !

آيا به خاطر اينكه فيلم «كلاشينكف» بعد از مدت ها، خاطره فيلمفارسي هاي بزن بزن دهه شصت و قبل از آن را برايمان زنده كرد؟ نه ... !

آيا به خاطر اينكه از جلوه هاي ويژه فيلم «چ» لذت برديم؟ نه ... !

آيا به خاطر اينكه بعد از ديدن فيلم «مهمان داريم» سختي و رنج و نااميدي و ... ناشي از هشت سال دفاع مقدس را با گوشت و خونمان لمس كرديم؟ نه ... !

آيا به خاطر اينكه كارگردان فيلم «معراجي ها» باز هم به ما ثابت كرد كه روزنامه نگاري را خيلي بهتر از فيلمسازي بلد است؟ نه ... !

آيا به خاطر اينكه فيلم «خط ويژه» حرف دل بسياري از مردم، از جمله ما را زد؟ نه ... !

پس به چه دليل حالمان خوب است؟

تنها و تنها به اين دليل كه فيلم «شيار 143» را ديديم!

اپيزود دوم:

چرا فيلم «خط ويژه» در كنار فيلم «شيار 143» به فاصله چندصدم درصد، منتخب تماشاگران شد؟

احتمالا بايد به دنبال نقطه مشتركي بين اين دو فيلم بگرديم. مردم ايران چند وقتي يك بار، هم رانت خوار فيلم «خط ويژه» و هم مادر شهيد فيلم «شيار 143» را مي بينند. هم امثال آن رانت خوار و هم امثال اين مادر شهيد در جامعه ما وجود دارند. هر چند وقت يك بار مردم خبر تشييع شهداي تفحص شده را مي شنوند و با مادرانشان همراه و همدل مي شوند. نيز هر چند وقت يك بار همين مردم خبر ظهور رانت خواري جديد را مي شنوند و انواع و اقسام درودها! را نثار خودش و پدر و مادرش مي نمايند. آن و اين، هر دو واقعيت دارند. اگر اينگونه است، پس چرا نبايد اين دو فيلم مورد توجه مخاطبان قرار بگيرند؟

اپيزود سوم:

چه كنيم كه حالمان بهتر شود؟

به نظر مي آيد كه دوران «هنر براي هنر» حداقل يك قرن است كه به پايان رسيده و هنرمندان ما بعضاً هنوز يك قرن عقب اند.

به نظر مي آيد فيلمسازي بر مبناي فطرت انسان و نيز بر اساس واقعيت قابل باور، مورد توجه و پسند مخاطب قرار مي گيرد.

به نظر مي آيد مردم فيلمسازي كه مدام غر مي زند بدون اينكه ايده اي براي اصلاح داشته باشد، را از فيلمسازي كه در كنار نشان دادن مشكل، به آنها اميد تزريق مي كند، تشخيص مي دهند.

اگر حال هنرمندي واقعاً خوب باشد، با ديدن اثرش حال مخاطب هم لاجرم خوب مي شود. به شرطي كه هنرمند سياست زده نشود و حالش بدون دليل منطقي خوب نشده باشد كه در غير اين صورت، به همين راحتي دوباره حالش بد مي شود.


برچسب‌ها: نقد فيلم - پژوهش هنر
+ نوشته شده در بیست و ششم 11 1392ساعت 15:20  توسط میثم حسنی سعدی | (3) نظر

هوش سياه 2


به نام خدا و با سلام

در اين مجال كم قصد ندارم نقد كاملي از سريال «هوش سياه» داشته باشم. نمي خوام بگم فيلمنامه سريال نسبت به سري اولش چقدر ضعيف شده! نمي خوام بگم روال داستان كاملا بر اساس اتفاق پيش ميره و تقريبا منطقي پشتش نيست! نمي خوام بگم بعضي از بازيگرها چقدر اشتباه انتخاب شده اند! نمي خوام بگم .....! بلكه فقط مي خوام به نكته اي اشاره كنم كه به زعم من خيلي مهم تر از نكاتي است كه گفته شد. وقتي در يك سريال پربيننده (آن هم بينندگان نوجوان و جوان) آدم كشتن را كاري راحتتر از خوردن يك ليوان آب نشون ميديم، به نظر شما اين چه تأثيري روي بيننده مي گذاره؟

قطعا روانشناسان و جامعه شناسان بهتر مي تونند در اين مورد اظهار نظر كنند ولي آنچه كه مسلم است عادي سازي جرمي سنگين مثل آدمكشي تبعات منفي زيادي در جامعه و در ذهن بينندگان نوجوان و جوان فيلم خواهد گذاشت. جالب اينكه از طرف ديگه نشون مي ديم كه يك فرمانده نيروهاي ويژه پليس طاقت ديدن يك دندان شكسته رو نداره و روشو برميگردونه!

اصلا چه اصراري روي سري سازي در تلويزيون ايران داريم؟ مخصوصا وقتي به تجربه ثابت شده است كه در فضاي هنرمندان ايراني سري سازي جواب نمي دهد و معمولا كارگردانان ايراني تمام آنچه را كه دارند در سري اول خرج مي كنند. البته شايد دليل اين معضل اين باشد كه كارگردانان ايراني تلاشي براي ارتقاي خود انجام نمي دهند و به همان جايگاهي كه دارند، قانع اند.


برچسب‌ها: نقد فيلم - سريال هاي تلويزيوني - تلويزيون
+ نوشته شده در هشتم 4 1392ساعت 8:20  توسط میثم حسنی سعدی | (1) نظر

شناخت شناسي قديس آگوستينوس


 

«شناخت­شناسي قديس آگوستينوس[1] و جايگاه اشراق در آن»

 

                                                                                       ميثم حسني سعدي[2]

                                                                                                           

چكيده:

در اين مقاله به بررسي نظريه شناخت از ديدگاه قديس آگوستينوس با تأكيد بر نقش اشراق در شناخت، مي‌پردازيم. مسئله اصلي آگوستين در بحث شناخت­شناسي، اثبات امكان دستيابي انسان به معرفت است. درعين‌حال ابزار كسب معرفت با توجه به متعلق آن، متفاوت است. امور مادي و طبيعي را انسان از راه حس و عقل دريافت مي‌كند. اما در خصوص اموري كه امكان دستيابي به آن‌ها از طريق عقل و حس ممكن نيست، پاي ابزار اشراق به ميان مي‌آيد؛ اشراقي كه نتيجه تأثير نور الهي بر وجود آدمي است.

 مقدمه:

برتراند راسل آگوستين قديس را يكي از چهار مجتهد كليساي غرب مي­نامد. سه تن ديگر آمبروز قديس [3]، يروم قديس[4] و پاپ گرگوري كبير هستند. سه نفر اول با يكديگر همزمان بودند و قالبي كه كليسا در آن شكل گرفت بيش از هر كس ديگر ساخته اين سه مرد است. به طور كلي، امبروز مفهوم رابطه كليسا و دولت را از نظر جامعه ديني معين ساخت؛ يروم تورات و انجيل لاتيني را براي كليساي غرب فراهم آورد و نيز محرك عمده اقبال مردم به سوي رهبانيت بود؛ و آگوستين حكمت الهي كليسا را تا زمان اصلاح دين استوار نگه داشت و بعدها عقايد او منشأ عمده نظريات لوتر و كالوين شد.[5] آگوستين را همچنين اولين فيلسوف مسيحي دنياي لاتين مي‌دانند.[6]

آگوستينوس هيپويي در سال 345 م (يا 352 يا 354 يا 358 طبق اقوال مختلف) در شهر تاگاسته[7] (سوق أهراس فعلي در الجزاير) از پدري مشرك به نام پاتريكيوس[8] و مادري مسيحي به نام مونيكا[9] كه بعدها قدّيسه لقب گرفت، زاده شد. حدود 365 م براي تحصيل ادبيات و دستور زبان لاتيني به شهر مادورا[10] كه در آن زمان شهر شرك و كفر بود، رفت و تحت تأثير مطالعه آثار كلاسيك لاتيني از دين مادرش دور شد. در سال 370 م پس از فوت پدرش، در شهركارتاژ [11] كه وقايع­نامه‌هاي آن زمان، آن را «خانه فساد آفريقايي» مي‌ناميدند، شروع به فراگيري فلسفه و فنّ بلاغت كرد. در اين شهر آگوستين نوعي زندگي آميخته از تحصيل و عيش و نوش را مي‌گذراند. .....


برچسب‌ها: پژوهش هنر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و ششم 3 1392ساعت 15:35  توسط میثم حسنی سعدی | (2) نظر

زيبايي هاي استانم كرمان 2: كلوت هاي شهداد


كلوت هاي شهداد از جاذبه هاي كوير نوردي شهداد استان كرمان است. و شما ميتوانيد در سفر كوير گردي خود به استان كرمان از اين جاذبه بي بديل ژئوتوريسم و طبيعت گردي و كوير گردي كشور بازديد نماييد.

كلوت به كوههاي شني اي مي گويند كه بر اثر عامل فرسايشي غالب كوير " باد " ايجاد مي گردد و فرم ها و شكلهاي مسحور كننده اي را ايجاد ميكنند كه كمتر كسي ميتواند پس از ديدن اين مناظر , انگشت به دهان نماند و مسحور اين زيبايي بي مانند نشود.. كلوت كه از تركيب دو واژه" كل" به معني "آبادي" و "لوت" كه نام بيابانش هست آمده است.
اين كلوت ها مشابه كمي در دنيا دارند كه معروف ترين و شناخته شده ترين آن در صحراي آريزوناي آمريكا قرار دارد كه عموماْ در بسياري از فيلم هاي وسترن آمريكايي به چشم ميخورد . اين كلوت هاي صحراي آريزونا با همه زيبايي كه دارند به صورت تك كلوت هستند و همانند كلوت هاي شهداد كرمان به صورت سلسله جبال كلوت نيستند كه اينقدر پيوسته و متراكم و متصل به هم قرار گرفته باشند .

كلوت هاي شهداد در جانب شمال غرب كوير لوت ايران قرار گرفته و به صورت سلسله جبال كوه هاي شني ( كلوت ) از جنوب به شمال در جانب غربي صحراي لوت كشيده شده است .منطقه كلوتها در ۴۳ كيلومتري شهداد (۲۴ كيلومتري ده سيف) قرار دارد و در مساحتي به عرض متوسط ۸۰ كيلومتر و طول متوسط ۱۴۵ كيلومتر را تشكيل داده اند.


با نگاهي از دور دست به كلوتها، شهري بزرگ با آسمان خراشهاي فراوان تداعي ميشود و همين امر موجب شده است كه برخي از جهانگردان خارجي از آن به عنوان شهر ارواح ياد كنند.
زمان سفر به اين سرزمين بي مانند، پاييز و زمستان و اوائل بهار مي باشد. در ساير فصول، گرماي سوزان خورشيد ممكن است مشكلات فراواني را ايجاد كند.
*مسير حركت:
كرمان- به سمت ماهان- بعد از سيلو - به سمت روستاي سيرچ( سمت چپ جاده ) -پس از شهر شهداد ( به سمت نهبندان ) - كوير شهداد
كل مسير 125 كيلومتر ميباشد.


برچسب‌ها:
+ نوشته شده در بیست و یکم 3 1392ساعت 9:34  توسط میثم حسنی سعدی | (0) نظر

مناظرات سه گانه


حالا كه مناظره هاي سه گانه نامزدهاي محترم رياست جمهوري به پايان رسيده است، بهتر مي توان قضاوتي نزديك تر به انصاف درباره عملكرد رسانه ملي و نيز كانديداهاي هشت گانه داشت. البته آنچه در پي مي آيد، صرفا نظرات شخصي نگارنده است.

1- به نظر مي آيد مشكل اصلي و اساسي مديران كلان جمهوري اسلامي در مديريت حوزه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، هنري و ... نداشتن مبناي درست و صحيح بر اساس اصول مترقي اسلام ناب است. و اين دقيقا همان مشكلي است كه حضرت آقا چندين سال است كه بر حل آن تأكيد دارند و تا بحال جلسات متعددي با نظريه پردازان مطرح حوزه و دانشگاه در همين خصوص برگزار كرده اند، كه البته تا رسيدن به نتيجه عملي هنوز راه زيادي در پيش داريم. به عبارت ديگر مشكل اساسي، پايه ريزي نشدن علوم انساني ـ اسلامي در حوزه ها و دانشگاه ها در ساليان گذشته، است. لذا در بحث هاي نامزدهاي محترم همين نداشتن مبنا به وضوح مشهود بود.

2- در مناظره ها بخصوص مناظره سوم مردم مشاهده كردند كه نهضت «بگم، بگم» ارتباط به شخص خاص و يا گروه خاصي ندارد و وقتي پاي قدرت در ميان بيايد، لاجرم اين نهضت غيراخلاقي هم پايش به ميان كشيده مي شود، منتها كم و زياد دارد. البته نهضت مذكور علاوه بر قدرت، منشأ ديگري هم دارد و آن هم خاصيت دسترسي آزاد به رسانه است كه شديدا هم وسوسه انگيز مي باشد. قطعا اگر پيش از دوره قبلي رياست جمهوري هم مناظره اي برگزار مي شد، اين نهضت از مدت ها قبل راه افتاده بود.

3- انصافا جرأت اصحاب رسانه ستودني است كه عليرغم اتفاقات تلخ سال 88 كه خيلي ها با بي انصافي آن را به حساب بي تدبيري رسانه ملي گذاشتند، باز هم تن به مناظره زنده تلويزيوني دادند و با استفاده از تجربيات پيشين، بهتر از قبل از پس اين كار بس مشكل و طاقت فرسا برآمدند. فكر نمي كنم هيچ طيف و گروهي از نحوه برگزاري مناظره ها خصوصا مناظره دوم و سوم ناراضي بوده باشد و انتقاداتي هم كه ديده ايم، نسبت به ديگر كانديداها و عملكرد و سخنان آن ها بوده است.

به اميد روزي كه سردمدارانمان قواعد گفتگو و مناظره تحت اصول ديني و اخلاقي را هم در حرف و هم در عمل رعايت كنند، و به اين باور برسند كه آنچه بيش از داشتن برنامه و كارنامه براي مردم اهميت دارد، اخلاق است و اخلاق است و اخلاق.


برچسب‌ها: رسانه و سياست - تلويزيون - صدا و سيما
+ نوشته شده در نوزدهم 3 1392ساعت 10:54  توسط میثم حسنی سعدی | (0) نظر

زيبايي هاي استانم كرمان 1: آبشار دره گلم دختركش


آبشار دره گلم دختركش در موقعيت جغرافيايي N2900 E5735 در استان كرمان واقع است. آبشارهاي دلفارد كه با نام «گُلم» يا «گُلم هاي دختر كش» نيز شناخته مي شوند؛ در فاصله 47 كيلومتري شمال جيرفت و در بخش سردسير دلفارد، در دره اي شرقي ـ غربي و مملو از چنار قرار گرفته است. گُلم در مناطق جنوبي استان، همان حوضچه آبي است كه در رودخانه ها و يا در محل آبريز آبشارها به وجود مي آيد و گُلم دختر كش، شايد تداعي كننده حادثه اي باشد كه ناشي از غرق شدن دختري در آنها باشد و يا تمثيل زيباي آن از اين اصطلاح استفاده شده است. اما براي اين مورد سندي وجود ندارد و بيشتر بر گرفته از متن عام جامعه است.

اين آبشار از چهار حوضچه يا گُلم تشكيل شده كه گُلم دوم برزگتر از بقيه است و ارتفاع آبشار هم در آن به حدود 10 متر مي رسد.

با عبور از ديوار سمت چپ آبشار، به گل مدوم كه كاسه سنگ زيبايي را تداعي مي كند؛ مي رسيم. (ارتفاع آبشارها بلند نيست و در جمع حدود 20 متر مي شود). براي رسيدن به آبشارهاي بالاتر، مسيرها، سخت و سخت تر مي شوند. مسير رودخانه در بالا دست آبشارها و در كف درهاي پر از درختان كوهي، در دل كوه بالا مي رود و فضاي بكر و هيجان آوري را به نمايش مي گذارد. شيب دامنه هاي اين دره را درختان بنه تا ارتفاع 2500 متري اسير تاج و تنه و ريشه هاي محكم خود نموده و در ارتفاعات بالاتر، جلال و شكوه اورس ها، ديدني و ستودني است.

 

آبشار دلفارد در ارتفاع 2100 متري از دل كوه هاي بحر آسمان مي جوشد و جريان آب آن، خطي از چنارهاي تنومند را در كنار خود به وجود آورده است. قدم زدن در حاشيه اين آب و تنفس طراوت اين دره پر چنار، در تمام فصول سال، لذتي خاص را به گردشگران و عاشقان طبيعت مي بخشد.

  


برچسب‌ها:
+ نوشته شده در سیزدهم 3 1392ساعت 11:35  توسط میثم حسنی سعدی | (0) نظر

مناظره يا .... ؟


ساختار اولين مناظره برگزارشده بين نامزدهاي يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، حرف و حديث ها و عكس العمل هاي متنوع و متفاوتي را در جوامع سياسي، علمي، رسانه اي و ... به دنبال داشت. صرف نظر از بازخوردهايي كه اين اقدام صداوسيما به دنبال داشت، مي توان با نگاهي ديگر اين مناظره را تحليل و بررسي كرد. فرض كنيم مناظره به همان صورتي كه برخي از كانديداها درخواست مي كردند، برگزار مي شد و هر يك از نامزدها فرصت كافي براي طرح مطالب و ديدگاه هايشان در مورد مسائل اقتصادي را داشتند و ديگر كانديداها هم به صورت مستوفا نظرات او را نقد مي كردند، در اين صورت آيا ما مردم كه اكثرمان از مسائل اقتصادي سررشته اي نداريم، مي توانستيم تشخيص بدهيم كه كدام يك درست مي گويند و برنامه شان قابل اجرا است و كدام يك غلط؟ قطعا اين اتفاق نمي افتاد و در پايان مناظره چيزي بجز افزوده شدن بر سؤالات و ابهامات مخاطبان، دستگيرمان نمي شد. اما با برگزارشدن مناظره به شكلي كه ديديم، بيش از اين كه ديدگاه هاي اقتصادي نامزدهاي محترم را بدانيم ـ كه آن قدر اين ديدگاه ها را در برنامه هاي مختلف تلويزيوني تكرار كرده اند كه همه شان را حفظ شده ايم ـ روحيات شخصي و سلايق و علايق كانديداهاي هشت گانه را دانستيم و به درستي مي توان ادعا كرد مردم هوشمند ايران در دركشان نسبت به اين موارد معمولا اشتباه نمي كنند. البته نمي خواهيم ادعا كنيم شكل برگزاري اولين مناظره عاري از اشتباه بود، ولي فوايدي داشت كه به ريسكش مي ارزيد.


برچسب‌ها: رسانه و سياست - تلويزيون - صدا و سيما
+ نوشته شده در یازدهم 3 1392ساعت 12:29  توسط میثم حسنی سعدی | (1) نظر

فإن الذكري تنفع المؤمنين


 

پس از رحلت آيت الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني (ره)، مرجعيت عامه شيعه به آيت الله العظمي حاج آقا حسين قمي (ره) سپرده شد. ايشان از پذيرش و قبول اين مسئوليت سنگين بسيار ناراحت و غمگين گرديد. لذا با خواندن نمازهاي حاجت و نماز جعفر طيار از خداوند متعال درخواست مي كرد كه مرگش زود فرا رسد. آيت الله سيدمحمدهادي ميلاني (ره) كه ارتباط نزديكي با آن فقيه زاهد داشت، در اين باره مي گويد:

((به حرم حضرت سيدالشهداء (ع) مشرف شدم. آقا بالاي سر مطهر نشسته بودند. به من اشاره نموده، نزد ايشان رفتم و آقا اظهار داشتند: رياست به من روي آورده و من مي ترسم به دينم لطمه بخورد! من دعا مي كنم و شما آمين بگوييد: «خدايا! اگر اين رياست به دين من مضر است، جان مرا بگير!» و آن قدر گريه كردند كه زمين از آب ديده ايشان تر شد.))

پس از آن، بيماري سختي بر آقا عارض شد. سرانجام ايشان دقايقي پس از طلوع آفتاب روز پنجشنبه 14 ربيع الاول 1366 ق در 84 سالگي به ديار باقي شتافت.


برچسب‌ها:
+ نوشته شده در پنجم 3 1392ساعت 8:34  توسط میثم حسنی سعدی | (0) نظر

مسئله معرفت (شناخت) در قرون وسطي


مقدمه:

مورخان از سال 400 م تا 1400 م يعني از زمان آگوستين تا رنسانس را قرون وسطي ناميده اند. البته در قرون جديد، از اين دوره با عنوان «دوران تاريكي» ياد مي شود. از جمله جنبه هاي بسيار مهم قرون وسطي كه بر همه اتفاقات اجتماعي ـ فرهنگي ـ علمي آن  دوران سايه افكنده و تأثيرگذار بوده، فلسفه است. به فلسفه قرون وسطي، عناويني چون فلسفه مسيحي و فلسفه كاتوليك هم اطلاق مي شود. حال بررسي اين كه آيا اطلاق اين اصطلاحات درست است يا نه، از حوصله اين مجال خارج است و ما در صدديم به طور خلاصه به يكي از بحث هاي مهم فلسفه قرون وسطي يعني معرفت شناسي پرداخته و ابعاد مختلف آن را از نگاه يكي از فلاسفه مسيحي يعني اتين ژيلسون روشن سازيم.

شناخت (معرفت)

اگر بخواهيم در يك جمله مبحث معرفت را در قرون وسطي (فلسفه مسيحي) خلاصه كنيم، مي گوييم آراء فيلسوفان مسيحي در قرون وسطي در خصوص معرفت منطبق است با نظريه اصالت واقع (رئاليسم) امروز و مخالف است با نظريه اصالت معنا (ايدئاليسم) كه حاصل توجه دكارت به اصل «من فكر مي كنم»، بود. البته فلسفه مسيحي در قرون وسطي در راه رسيدن به يك نظريه ثابت در بحث معرفت راه پر فراز و نشيبي را طي كرده است.


برچسب‌ها:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در اول 3 1392ساعت 10:23  توسط میثم حسنی سعدی | (1) نظر

رسانه و سياست


به نام صاحب رسانه­ ها

آيا فكر مي­ كرديد روزي بزرگترين و مهمترين سلاح كشورهاي غربي براي پيشبرد اهدافشان؛ يعني «رسانه»، بلاي جان خودشان شود؟!

اين سلاح بحق قدرتمند، در كمتر از 2 ماه آتش زير خاكستر كشورهاي خاورميانه را چنان شعله­ ور كرد كه نمي­ توان آن را حتي با كارگذاشتن مواد منفجره و تخليه يكباره اكسيژن موجود در اطراف آن، خاموش كرد.

حالا ديگر مي­ توان «تلفن همراه» را رسما جزو ابزارهاي رسانه­ اي نوين دانست. چون بيشتر تصاوير ناب پخش­ شده از رسانه­ هاي دنيا، توسط اين رسانه همگاني ضبط شده­ و كماكان مي­ شوند.

حالا ديگر رسانه­ ها از اخبار عقب مانده ­اند!

(انتقالي از وبلاگ قبلي)


برچسب‌ها: رسانه و سياست
+ نوشته شده در بیست و یکم 2 1392ساعت 10:2  توسط میثم حسنی سعدی | (0) نظر

اخراجي ها


 اخراجي هاي يك آنم آرزوست!

 

 

برادر گرامي جناب آقاي مسعودخان ده­ نمكي

«خان» صدايت كردم چون حالا ديگر از تهيه كنندگان به ظاهر بزرگ سينماي ايران هستي، البته به لطف مخاطبان خسته از كارهاي روزمره و سياسي­ بازي­هاي سياسيون و ... !

به قول خودت تا فروش ده ميلياردي فيلمهايت يك يا حسين ديگر نياز است! (از فرمايشات در جلسه دانشكده صدا و سيما قم كه بسياري از تصاوير مستند پخش شده از شبكه بي بي سي فارسي، تصاوير آن جلسه بود آن هم به دليل قرارگرفتن در كنار دو روحاني محترم)

ديروز دوباره فيلم اخراجي­ هاي 1 را برايمان پخش كردند و كلي حظ برديم. (و اگر حمل بر ريا نشود، كلي گرييديم) جناب ده­ نمكي اي كاش بعد از اخراجي­ هاي 1 ديگر به سراغ اخراجي­ هاي 2 و 3 نمي­ رفتي و به همين يك گانه اكتفا مي­كردي و قيد قرارگرفتن نامت را در كنار سه گانه سازان بزرگ دنياي سينما مي­زدي!

من در اخراجي­ هاي 1 توانستم مسعود ده ­نمكي شلمچه را ببينم، ولي اين تصوير در اخراجي­ هاي 2 كمرنگ تر شد و نيز در اخراجي­ هاي 3 . مسعود خان درست است كه كار فرهنگي پول مي­خواهد و بر منكرش ... ، اما پول آسيب­ هايي هم دارد كه گاه انسان آنها را نمي­ بيند و خودش و ديگران را به سختي توجيه مي­ كند.

ديروز شنيدم رضا رويگري به خاطر بازي در اخراجي­ هاي 3 از مردم عذرخواهي كرده است. همانگونه كه اكبر عبدي به خاطر بازي در مجموعه زير آسمان شهر از مردم معذرت خواست.

آقاي ده­ نمكي متأسفانه شما انتقادهاي ديگران را حمل بر حسادت مي­ كنيد. حداقل من اينگونه نيستم و همان اول هم اعتراف كردم كه از اخراجي­ هاي 1 شما مشعوف شدم و از آن درس گرفتم.

جناب ده­ نمكي به نظرم شما تمام حرف هايتان را در اخراجي­ هاي 1 گفتيد و بقيه حرف ها تكرار همان حرف ها به زبان ديگراند و تأثير حرف هاي اصلي را كم رنگ مي­ كنند.

بگذاريد ما به شما به عنوان يك هنرمند مسلمان افتخار كنيم!

(انتقالي از وبلاگ قبلي)

 


برچسب‌ها: رسانه و سياست - نقد فيلم - اخراجي ها
+ نوشته شده در بیست و یکم 2 1392ساعت 10:1  توسط میثم حسنی سعدی | (0) نظر